تقویم جلالی

با سلام دورود به تمامی دوستان و هموطنان عزیزی که در جای جای این مرز و بوم روز ها و سالها را به گذر می رسانند .

در کشور ما طی سالها مردمان برای یادآوری و گذران روز های خود نیاز به منبعی داشتند که یادآور اعمال روزانه آنها باشد تا بتوانند مراسم و قرارهای خود را بر پایه آن تنظیم کنند . تقویم طی هزاران سال به کمک آدمیان آمد تا این نیاز  را بطرف سازند . در این هزاران سال تقویم های بسیاری با زمان آغازین متفاوت ارائه شده است یکی از این تقویم ها تقویم باستانی ایران یا گاهشمار زرتشی بوده است . مبنای این تقویم ۱۲ ماه ۳۰ روزه بوده است که در مجموع ۳۶۰ روز محاسبه میشد و ۵ روز به عنوان پنته یا پنجه به آن اضافه میشده و هر چهار سال یک بار یک روز به نام اورداد به پنجه اضافه می‌شد، که همان سال کبیسه هست. همانطور که گفته شد هر گاه نام روز با نام ماه یکسان می‌شد جشنی بر پا می‌شد که موسوم به یک موضوع خاصی بود. برای مثال روز ۱۶ ماه مهر روز عشق نام داشت و جشنی برپا می‌شد. در تقویم زرتشتی روزهای اورمزد (روزاول ماه), روز دی به آذر که روز هشتم ماه است، روز دی به مهر(روز پانزدهم ماه)و روز دی به دین(روز بیست و سوم ماه) روز های تعطیل و استراحت است که آدینه روز نامیده می‌شود.

از نظر منطقی و محاسباتی مجموع این تقویم (زرتشتی) نزدیکترین تقویم با تقویم امروزی با جلالی است . و هر دو دارای ۳۶۶ یا ۳۶۵ روز با محاسبه سال کبیسه بوده اند و مبدا هر دو هم تحویل سال نو و اول فروردین است .

اما تقویم زرتشتی امروزی دارای ماه های ۳۰ روز است در حالی که تقویم جلالی امروزی ۶ ماه از آن ۳۱ روز و ما بقی ۳۰ روزه است و این عدم تطابق باعث گردید دوگانگی در مراسم ها بوجود آید و تنها عید نوروز که روزی مشترک بین آنهاست به عنوان یک جشن ملی برگذار شود . اما نکته دوم بیشتر حائز اهمیت است . طبق روایات و مستندات هر ماه و هر روز نام و تعریف مشخصی داشته است بطور مثال جشن سده پس از ۴۰ روز از شب یلدا یا چله، و پس از ۱۰۰ روز از اول آبان قرار دارد. همچنین جشن سده، پیش از ۲۵ روز از جشن اسفندگان است.

این اندازه‌ها و فاصله‌های تعریف شده در نوشته‌ها و ریشه نامه‌های کهن ایرانی، تنها با گاهشماری ایرانی با ماه‌های سی و یک روزه (مبدأ هجری خورشیدی کنونی) که بزرگترین دستاورد دانش گاهشماری در جهان است، همسان است؛ ولی با کتابچه‌ای نوساخته که در چند سال گذشته در ایران با نام سالنمای دینی زرتشتیان چاپ می‌شود، هماهنگی ندارد. چرا که در این کتابچه، فاصله ۱۰۰ روزه از اول آبان تا جشن سده به ۱۰۶ روز، فاصله ۴۰ روزه شب چله (یلدا) تا جشن سده به ۴۶ روز، و فاصله ۲۵ روزه جشن سده تا سپندارمذگان (اسفندگان) به ۱۹ روز رسیده‌است. این فاصله‌ها با هیچکدام از اسناد و منابع و تاریخ‌نامه‌های ایرانی هماهنگی ندارد.

اینها نمونه‌هایی از آشفتگی‌هایی است که منتشرکنندگان این کتابچه در ذهن نوجویان ایجاد کرده و نه تنها نظام قانونمند گاهشماری ایرانی را مخدوش کرده‌اند، بلکه اختلال‌هایی نیز در تقویم سنتی یزدگردی زرتشتی که در میان بسیاری از زرتشتیان ایران و عموم زرتشتیان هند و جهان رواج دارد، به وجود آورده‌اند.

قدمت بیست ساله این تقویم، دستکاری‌های فراوان در گاهشماری ایرانی و زرتشتی، نبود هیچگونه سامانه کبیسه‌گیری و تعریف مشخص از طول سال، مبدأ سالشماری ساختگی و نیز اختلاف‌های فراوان با دیگر زرتشتیان جهان باعث شده که زرتشتیان نیز چنین دستکاری‌هایی در قواعد سنتی و دینی را نادرست شمارند.

از این رو، زمان درست شب یلدا برابر با شامگاه ۳۰ آذر، جشن سده در ۱۰ بهمن و جشن سپندارمذگان (اسفندگان) در ۵ اسفند است.

نکته :
بطور مثال سپندارمذ نام پنجمین روز از ماه ۳۰ روزه است و جشن این روز در پنجمین روز از ماه اسفند برگذار شده است این مبنا و اصول و هویت روزها می باشد اما با توجه به تقویم امروزی زرتشتی این روز در ۲۹ بهمن برگزار می گردد نکته اینجاست که این روز نام و مفهوم دیگری دارد . که با نام مانتره سپنت و به معنای سخن اندیشه زا، نماز، گفتارنیک است . و جشن بهمن ماه هم با نام جشن بهمنگان در دومین روز از ماه بهمن برگزار می شود .


نکته دوم :
تقویم زرتشتی یک تقویم آئینی همچون قمری و میلادی است ، یعنی سالگرد آن بر پایه بزرگترین مناسبت تاریخی آن زمان صورت میگرفته و این تقویم در زمان هخامنشیان اولین سال خود را با فصل پائیز آغاز می نمودند و این مبدا طی سالیان دستخوش سلوکویان و ساسانیان و … قرار گرفت . و طی چند صد سال اخیر مورد توجه قرار گرفته شده است .

نتیجه :
ما ایرانیان امروزی با تمامی اقلیت های قومی و مذهبی تقویم جلالی را به رسمیت شناخته ایم و یک تقویم ملی را برای گذران روزهای خود انتخاب کردیم پس باید تمامی ایام و جشن های ملی برپایه ملی گرایی باشند نه قومی یا مذهب گرایی و دارای هویت و ارزش باشد . حتی با وجود تقویم ها و مناسب های قمری و میلادی باز تکیه اصلی ما بروی تقویم جلالی است و کمتر کسی مگر به حیث کاری و عقیدتی توجهی به آنها داشته باشد و تقویم زرتشتی از این قاعده مستثنا نیست . اما روزی باید بزرگان و اندیشمندان ملی و مذهبی همچون بزرگانی حکیم عمر خیامی نیشابوری، ریاضیدان و فیلسوف
دست به اصلاح این دوگانگی ها بزنند تا این مبحث منجر به تفرقه و سودجویی دشمنان ایران عزیزمان نشود .

این ما هستیم که به روزها ، ماهها و سال های زندگیمان هویت می بخشیم و نه تاریخ و ارقام … همچون چشمانی که شب و روز میبینند و درمی یابند که در این زمان صبح است ، ظهر است ؛ شب است … بدون نیاز به ساعت های پر زرق و برق و بی زرق و برق …

سفیر بهمن ماه ۸۸ SAFIIR

به امید روزی که هر ایرانی مهرمنی جاودانه باشد